تبلیغات
حضرت مهدی (عج)، از ظهور تا پیروزی - مطالب مهر 1394

ما هم یکی از اون 313 نفر


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محدثه 66
تاریخ:پنجشنبه 1394/07/16-10:51

زندگی ما رنگ و بوی امام زمان (عج) دارد؟

زندگی ما رنگ و بوی امام زمان(عج) دارد؟! چقدر از امام زمان(عج) دور هستیم؟ آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟


امام زمان

آیت الله بهجت(ره) فرمود: وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیهم السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این ما فوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(علیه السلام) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصیم و شادى کنیم؟! “”

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(علیه السلام) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

پیشوای پنجم شیعیان، امام باقر(علیه السلام) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم”.(۱)

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت، آن حضرت در نامه‌ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: “ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند.”

وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیه السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد

نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و بر اساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. “یا مولای هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک”(۲)

حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً سیب زمینی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟

امام زمان

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(علیه السلام) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(علیه السلام) را می دهد؟ آیاتابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(علیه السلام) را می رنجاند؟

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت، آن حضرت در نامه ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: “ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند”

آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(علیه السلام) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(علیه السلام) می پسندد؟

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است.

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(۳)، طلبکار هم هستیم.

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

 


۱- اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح۳۱

۲- مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(علیه السلام)

۳- حضرت ولی عصر(علیه السلام) می فرمایند: “نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا”. الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج۲، ص۴۶۶

 

منبع : تبیان




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :محدثه 66
تاریخ:دوشنبه 1394/07/13-20:43

مسیر حرکت ظهور مقدس

032d848f7546521b48ef8d5eea930337_XL

احادیث شریف دلالت دارند که جنبش امام مهدى و انقلاب مقدس ، در شانزده ماه به فرجام مى رسد . ایشان در شش ماه نخست ، ترسان و امیدوار است و رخدادها را مخفیانه توسط یارانش رهبرى مى کند ، سپس دو ماه یا بیشتر در مکه خواهد بود ، آن گاه رو به مدینه مى آورد و مدت اندکى آن جا مى ماند ، بعد رو به عراق مى آورد ، سپس به شام و قدس مى رود .

اوج جنگ با دشمنانش ، هشت ماه است که پیروزى هاى چشمگیرى هم به دست مى آورد و جهان اسلام زیر حکومتش یکپارچه مى شوند ; سپس با یارى عیسى(علیه السلام) با غریبان صلح مى کند . نزدیک به شش ماه پیش از حرکت ظهورش دو حادثه رخ مى دهد که اشاره الهى به آنهاست :

اول : انقلاب در سرزمین هاى شام به رهبرى عثمان سفیانى ; در این باره یهود و غربیان مى پندارند که پیروزى مهمى براى کنترل منطقه مسلط بر فلسطین به دست رهبرى توانمند است که دوستدار و طرفدار یهود و غربیان مى باشد و مى تواند در برابر تهدیدات عرب و ایران در مورد قدس بایستد ; اما کسانى که از احادیث مربوط به سفیانى خبر دارند ، مى دانند که خروجش مقدمه ظهور مهدى موعود است ، و مى گویند که خدا و رسولش راست گفته است که : « سبحان ربنا إن کان وعد ربّنا لمفعولا » پس آماده یارى مهدى(علیه السلام) مى شوند .

دوم : خطابِ سروش آسمانى ، ملت هاى دنیاست و همگى آن را مى شنوند . هر قومى به زبان خود ، با صدایى رسا که از آسمان فرود مى آید ; صدایش از هر طرف شنیده مى شود ; هر خوابیده اى را بیدار مى کند و هر نشسته اى برمى خیزد . مردم از خانه هایشان بیرون مى آیند تا ببینند چه خبر است !

آن ندا ، مردم را فرا مى خواند که براى ستم و جنگ و خونریزى ، حد و مرزى قائل باشند ; و دستور مى دهد که از امام مهدى پیروى کنند . نام او و پدرش را مى بَرَد . در این هنگام تأویل فرمایش خدا محقق مى شود : « إن نشأ ننزل علیهم من السماء آیه فظلّت أعناقهم لها خاضعین » . بشر در برابر این نشانه الهى خاضع مى شود و سر تسلیم فرود مى آورد و مردم تمام جهان با هیجان مى پرسند : مهدى کیست و کجاست ؟! اما شیطان پیروانش را به حال خود رها نمى کند و مردم را در مورد معجزه ندا به شک مى اندازد و براى کشتن امام مهدى(علیه السلام) دست به فعالیت مى زند ; این در حالى است که مؤمنان این ندا را حق و درباره امام مهدى موعود مى دانند و ایمانشان افزایش مى یابد ، اینها براى یارى امام گرد مى آیند . در این هنگام است که زمان ظهور امام به تدریج آغاز مى شود ; امیر مؤمنان(علیه السلام) اینچنین توصیف مى کند :

« در زمان شک و شبهه ظهور مى کند ، تا همه چیز را روشن گرداند . پر آوازه مى شود و امرش آشکار مى گردد » . (بحار ۵۳/۳) یعنى امرش را براى مردم روشن و آشکار مى کند، یا مى خواهد مردم را آزمایش کند که آیا دعوتش را مى پذیرند ، تا این امر روشن شود .

امام صادق(علیه السلام) فرمود : قائم قیام نمى کند مگر پس از آن که دوازده مرد قیام کرده و همگى اتفاق نظر دارند که قائم را دیده اند اما آنان را تکذیب مى کنند ( نعمانى /۲۷۷ ) .

به نظر مى رسد اینها ادعاى درستى دارند ، چون از تکذیب مردم تعجب مى کنند ، و دیدن آنها در آن بُرهه ، حساس است ( حدیث مى گوید : در زمان شک و شبهه ظهور مى کند تا امرش را آشکار نماید ) . در این مدت ، امام دولت یمنى ها و ایرانى ها را که مقدمه دولت مهدى است ، راهنمایى مى کند و در مناطق مختلف مسلمانان ، با یارانش ارتباط دارد .

در آن زمان ، مردم دنیا به حجاز چشم دوخته اند و به دنبال مهدى(علیه السلام) هستند ، چون مى دانند ایشان از اهالى مدینه است و حرکتش از مکه شروع مى شود . لشکر سفیانى بسیارى از بنى هاشم را در مدینه به امید آنکه مهدى(علیه السلام) میان آنهاب اشد ، دستگیر مى کند . به دنبال این رخدادها ملت هاى مسلمان را موجى فرا مى گیرد که از مهدى(علیه السلام) و کراماتش و نیز نداى جبرئیل در بردن نام مهدى(علیه السلام)سخن مى گویند ; این وضع زمینه مناسبى براى ظهورش فراهم مى کند اما فرصت خوبى هم براى دروغگویان و فریبکارانى است که مدعى مهدویت هستند و مردم را گمراه مى کنند .

در روایات آمده است که عده اى پیش از ظهور مهدى ادعاى مهدویت مى کنند و دوازده نفر از آل ابى طالب مردم را به سوى خود مى خوانند ; اما همگى پرچم هاى گمراهى و تلاش براى بهره بردارى از چشم براه بودن جهان براى ظهور مهدى(علیه السلام) است .

امام صادق فرمود : مبادا نام امام را ببرید ، چرا که به خدا ! او مدتى غایب مى شود و شما آزمایش مى شوید . حتى گفته مى شود که مهدى مرده یا هلاک شده ، یا به وادى رفته است . چشم مؤمنان بر او خواهد گریست و مانند کشتى پرتلاطم در امواج دریا ، به تلاطم و بیتابى گرفتار مى شوید ; اما فقط کسانى نجات مى یابند که خدا عهد و میثاقشان را پذیرفته و ایمان را در دلشان قرار داده و با فرشته خود آنان را یارى کرده است . دوازده پرچم مشابه برافراشته مى شود که قابل تشخیص از یکدیگر نیستند .

مفضل مى گوید : (وقتى این سخن را شنیدم) گریه کردم ، فرمود : اى ابوعبدالله ! چرا گریه مى کنى ؟! عرض کردم : چگونه گریه نکنم و حال آن که مى فرمایید دوازده پرچم که از همدیگر قابل تشخیص نیستند ، برافراشته مى شود در این صورت چه کنیم ؟ راوى مى گوید : امام به نور خورشید که داخل سایبان شده بود ، نگاه کرد و فرمود : اى ابوعبدالله ! نور خورشید را مى بینى ؟ عرض کردم : آرى ، فرمود : به خدا ! امر ما روشن تر از نور خورشید است .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :محدثه 66
تاریخ:پنجشنبه 1394/07/9-22:04

عاقبت شــــــیطان

در میان شیاطین جن،ّ فرد خاصّی وجود دارد که در شیطنت مقام عالی دارد و او همان ابلیس است. شیطان سمبل التقاط خیر و شرّ در عالم است و ما باید مراقب خویشتن باشیم، نپندار1d910c256c02cc29193a5d0f864b415f_XLیم اگر خداوند توفیقی عطا فرموده و ما چند روزی در راه درستی گام برداشتیم تا پایان چنان خواهیم ماند، جهان عرصه دگرگونی‌هاست، آدمی تا زنده است و بر راستای باریک روزگار می‌گذرد، احتمال سقوط دارد. درود بر بزرگانی که هماره از سوء خاتمه و بدی عاقبت، بیش از هر چیزی هراسیدند و همواره دعا می‌کردند که عاقبت به خیر گردند. «اللهّم اجعل عواقب امورنا خیراً».
مسئله مهلت خواستن ابلیس و مهلت دادن خداوند در سه مورد در قرآن ذکر شده است:
«قَالَ فَأَنظِرْنِی إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛۱ 
تا روزی که مردم برانگیخته می‌شوند، مرا مهلت ده!»
«قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛۲
گفت: پروردگارا! مرا تا روزی که (مردم دوباره) برانگیخته می‌شوند، مهلت ده!»
البتّه خداوند نمی‌فرماید که به او تا قیامت مهلت دادیم؛ بلکه می‌فرماید:
«قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ ٭ إِلَی یَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ؛۳
فرمود: همانا تو از مهلت داده شدگانی تا روز هنگام معلوم.»
این جمله، جواب خدای متعال به ابلیس است و در آن اجابت قسمتی از خواسته او و هم ردّ قسمتی دیگر از آن است. اجابت است، نسبت به اصل عمر دادن و ردّ است، نسبت به قیدی که او به کلام زد و آن این است که این مهلت تا قیامت باشد؛ لذا فرمود، مهلت می‌دهم؛ امّا تا روزی معلوم، نه تا قیامت. حال بپردازیم به اینکه وقت معلوم به چه معناست و برای چه کسی معلوم است. اینکه در آیه مورد بحث، وقت یاد شده برای ابلیس معلوم است یا نه؟ از لفظ آیه فهمیده نمی‌شود.۴ 
بعد مرحوم علّامه(ره) در بحث روایی این آیات، روایتی از ابن عبّاس نقل می‌کند که منظور از «یوم» در آیه، آخرین روز تکلّف است که همان روز نفخ او است که تمامی خلایق می‌میرند و میان نفخه اوّل و دوم که همه را زنده می‌کند، چهارصد یا چهل سال «به اختلاف روایات» فاصله است و تفاوت میان آنچه ابلیس خواسته و آنچه خداوند اجابت فرموده، همین چند سال است. و در «تفسیر» عیاشی از وقب بن جمیع و در «تفسیر برهان» از شرف الدّین نجفی، با حذف سند از وهب نقل شده که گفت: 
از امام صادق(ع) درباره ابلیس پرسیدم و اینکه منظور از «یوم وقت معلوم» در آیه یاد شده، چیست؟ فرمود: 
«ای وهب! آیا گمان کرده‌ای همان روز بعث است که مردم در آن زنده می‌شوند، نه، بلکه خدای عزّوجلّ او را مهلت داد تا روزی که قائم ما ظهور کند که در آن روز موی پیشانی ابلیس را گرفته، گردنش را می‌زند، روز وقت معلوم آن روز است.»۵
و نیز علّامه در پاسخ به چنین سؤالی گفت: 
گویا این وقت نزد خود شیطان نیز معلوم است،۶ در اخبار رجعت آمده، لشکر امیرالمؤمنین(ع) با شیطان، ذریّه و یاران او در حوالی «بصره» می‌جنگند و نزدیک می‌شود که لشکر امیرالمؤمنین شکست بخورد، ناگاه رسول اکرم(ص) از آسمان نازل می‌شود و شیطان می‌فهمد که وقت معلوم فرا رسیده است؛ بنابراین به طرف بیت المقدّس می‌گریزد؛ ولی پیغمبر اکرم(ص) او را تعقیب می‌کند و روی صخره بیت المقدّس قبله نخست مسلمانان شیطان را سر می‌برد و دنیا پر از خیر و صلاح می‌گردد.۷
علّامه طباطبایی(ره) در جمع بین این روایات می‌گوید: 
ممکن است هر سه روایت را به صورتی معنا کنیم که منافاتی میان آنها نباشد و آن این است که بگوییم، در روایات وارده از طریق امامان اهل بیت(ع) غالب آیات مربوط به قیامت، گاهی به روز ظهور مهدی و گاهی به روز رجعت و گاهی به روز قیامت تفسیر شده و این بدان جهت است که هر سه روز در اینکه روز بروز حقایقند، مشترکند؛ هر چند که بروز حقایق در آنها مختلف و دارای شدّت و ضعف است. بنابراین حکم قیامت در آن دو روز دیگر هم جاری است.۸ 
و نهایت اینکه شیطان راهی به سوی نجات و سعادت نخواهد داشت و تا وقت معلوم بنابر تفسیری که گذشت، خداوند به او مهلت داده است و وعید جهنّم به شیطان و پیروان او داده شده است؛ چنان‌که خدای متعال در آیه ۸۵ سوره (ص) می‌فرماید: 
«لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنکَ وَمِمَّن تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ؛ هر آینه جهنّم را از تو و از هر کس از آنان که تو را پیروی کند، از همگی‏شان خواهم انباشت.» این آیه در حقیقت پاسخی است از خدای سبحان به ابلیس که مشتمل بر قضایایی است که خدا علیه ابلیس و پیروانش رانده و به زودی همه را داخل جهنّم کرده و مشمول خلود در عذاب الهی هستند و خداوند به حقّ سوگند یاد می‌کند و حقّ می‌گوید که جهنّم را از شیطان و پیروانش پر می‌کند. این جمله و این آیه که با الفاظ تأکید هم همراه است، مبیّن این معناست که کمترین تردید و شکّی در این باره به خود راه ندهید که برای شیطان و پیروانش راه نجاتی نیست و ادامه خطّ آنها به دارالبوار منتهی می‌گردد.
در مورد عاقبت و فرجام نهایی شیطان، برخی از اهل تصوّف هم نظرگاه۹ دیگری دارند که به دلیل سست، بی‌پایه و بی‌اساس بودن این قول، از ذکر آن خودداری می‌کنیم.
مردان الهی که به جایی رسیده‌اند و به قرب الهی نائل شده‌اند، با یاد خدا و ذکر او همیشه دل‌های خویش را جلا داده‌اند و نگذاشته‌اند که شیطان بر آنها تسلّط یابد و ما نیز باید با استمداد از رحمت پیکران الهی، همیشه به یاد خدا باشیم و با ذکر نام و یاد او، شیطان را از خود برانیم. چنان‌که علّامه نراقی می‌گوید:
تا که دل با یاد حق باشد قرین، می‌نیاید ره در آنجا آن لعین
دل چو شد خالی ز یاد کردگار، منزل شیطان و دیو و دشتیار۱۰

سرانجام شیطان با مریدان خود
در آیه ۲۲ سوره ابراهیم، هشت مسئله را خدا درباره شیطان مطرح کرده است؛ از جمله روش و اخلاق او را بیان می‏کند و همچنین وضع انسان را در قیامت در مقابل او توضیح می‏دهد. خداوند می‏فرماید:
«وَ قَالَ الشَّیْطَنُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللهَ وَ عَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ مَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَنٍ إِلَّآ أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَکُم مَّآ أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ مَآ أَنتُم بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَکْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّلِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛
و چون کار از کار گذشت [و داوری صورت گرفت] شیطان می‏گوید در حقیقت ‏خدا به شما وعده داد، وعده راست و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم و مرا بر شما هیچ تسلّطی نبود، جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید، پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید، من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید، من به آنچه پیش از این مرا [در کار خدا] شریک می‏دانستید کافرم. آری ستمکاران عذابی پُر درد خواهند داشت.»
افعال در آیه ماضی است؛ یعنی شیطان برنامه‏هایی که در دنیا بر انسان گذشته است، بیان می‏کند؛ آن روزی که در دنیا بودید، یقیناً هر وعده‏ای را که پروردگار به شما داد، وعده حق و راست بود.
اگر به شما در دنیا اعلام کرد که بعد از مرگ، عالم برزخ و بعد از برزخ، قیامت و دادگاه هست، در قیامت، میزانِ سنجش، صراط، بهشت و جهنّم هست، تمام آنها درست بود:
«إِنَّ اللهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ»
این وعده خداست. من آمدم در برابر وعده خدا موضع‏گیری کردم و به شما وعده دادم؛ امّا همه وعده‏های من دروغ، پوک و پوچ بود.
من در دنیا به شما وعده دادم که بعد از مرگ هیچ خبری نیست، گفتم: از بهشت و جهنّم خبری نیست، این قرآن نازل شده خدا نیست و دست‏نویس پیغمبر(ص) است، همه دروغ بود.
من شما را با وعده‏های دروغ خودم، نسبت به وعده‏های پروردگار در شکّ و شبهه انداختم:
«إِنَّ اللهَ وَ عَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ»
از این قسمت آیه معلوم می‏شود که هر کسی در برابر وعده‏های خدا در قرآن یا در زمان انبیاء موضع‏گیری کند، شیطان است.

حدّ قدرت شیطان در گمراه کردن
جمله دوم آیه خیلی دقیق است:
«وَ مَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَانٍ»
درست است که من شیطان بودم؛ ولی من هیچ‌گونه تسلّطی بر شما نداشتم. من قدرت پیدا نکردم که شما را به گناه مجبور کنم، چنین قدرتی به من نداده بودند.
من هیچ سلطه‏ای بر شما نداشتم. کار من این بود که:
«إِلَّآ أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَکُم»
من فقط بیان، قلم، ماهواره، فیلم و زبانی داشتم، فقط شما را به انواع گناهان دعوت کردم. شما دعوت مرا اجابت کردید.
این گفت‌وگوی ابن زیاد روز قیامت با سی‌هزار نفر قاتل حضرت ابی عبدالله(ع) است. این شیطان «کوفه» به این سی هزار نفر می‏گوید: من که با اجبار شما را نبردم «کربلا»، سی هزار نفرتان گوش نمی‏دادید، من چه کار می‏توانستم بکنم.
حرف شیطان در قیامت نیز همین است. راست می‏گوید، چون هیچ شیطانی به آدم سلطه ندارد. این است که در قیامت، مجرمان نمی‏توانند به پروردگار بگویند: به جای ما، گریبان شیطان را بگیر؛ زیرا آنها اجابت دعوت شیطان کرده‌اند و خود مقصّرند.


۱٫ سوره اعراف (۷)، آیه ۱۴٫
۲٫ سوره حجر (۱۵)، آیه ۳۶٫
۳٫ همان، آیات ۳۷ و ۳۸٫
۴٫ المیزان، ترجمه، ج۱۲، رجوع شود به صفحات ۲۳۶ ـ ۲۳۵ ـ ۲۳۴، سیّد محمّدباقر موسوی همدانی.
۵٫ البرهان ج۲، ذیل آیه مذکور، ج ۷؛ عیاشی، ج ۲، ذیل آیه مذکور، ح ۱۴٫
۶٫ رخشاد، محمّدحسین، در محضر علّامه طباطبایی، ص ۵۷٫
۷٫ بحارالانوار، ج ۵۳، صص ۳۹ و ۱۴۵٫
۸٫ المیزان، ترجمه، ج ۱۲، ص ۲۵۸، سیّد محمّدباقر موسوی همدانی.
۹٫ طالبان رجوع کنند به ترجمه فتوحات مکیّه، شیخ اکبر محیّ الدّین ابن عربی، ص ۹۶، معارف، باب ۱-۴، ترجمه محمّد خواجوی.
۱۰٫ مثنوی طلاقدیس.
۱۱٫ معجم الفاظ غرر الحکم و درر الکلم، ص ۵۷۱٫





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :محدثه 66
تاریخ:چهارشنبه 1394/07/1-22:45

امام زمان در چه روزی ظهور می‌کند؟

به نقل از تسنیم ، روایات متعددی برای روز ظهور امام زمان وارد شده است که هر کدامین روایات به روزی از روزهای هفته و یا مناسبتی(مانند عاشورا،نوروز) اطلاق شده البته که این روایات با هم دیگر مانعه الجمع نیستند. از طرفی نیز برخی روایات به ظهور امام زمان در روز جمعه و برخی دیگر به روز شنبه تاکید کرده‌اند. گرچه این مورد نیز علی‌الظاهر اختلاف بین روایات است ولی در حقیقت یکی به روز ظهور  و حرکت و قیام امام زمان و دیگری به استقرار حکومت حضرت اشاره دارد.

*اختلاف درباره روزهای قیام

روایات در مورد کیفیت آغاز نهضت ظهور و زمان آن اندکی با هم تفاوت دارد ولی آنچه که از جمع روایات بدست می آید چنین است که امام (عج) نخست در میان سی صد و سیزده تن از یاران خود ظهور می کند، آنگاه غروب روز نهم محرم یک یک یاران حضرت ولی عصر (عج) داخل مسجد الحرام شده و امام (عج) نهضت مقدس خود را بعد از نماز عشا با ارسال پیام برای اهل مکه آغاز می کند. سپس یاران آن بزرگوار در آن شب بر حرم و شهر مکه مسلط می گردند و روز دهم محرم پیام خود را متوجه جهانیان می نماید.

زمان گردهمایی حضرت مهدی (عج) و یاران او که از نقاط مختلف جهان جمع خواهند شد، در مکه و در شب جمعه‌ای که مقارن با شب نهم محرم است. امام صادق در این باره می‌فرماید: خداوند سبحان آنان را در شب جمعه گرد هم می آورد و صبح جمعه جملگی در مسجد الحرام با آن حضرت دست بیعت و وفاداری می دهند و هیچیک از آنان سرپیچی نمی کند.

امام باقر (ع) نیز می فرماید: قائم روزشنبه که روز عاشورا است روزی که حسین (ع) در آن به شهادت رسید ظهور می‌کند.

امام جعفر صادق(ع) فرمود: قائم ما اهل بیت در روز جمعه قیام می کند.

منبع:مهدی موعود ص ۱۰۶۶

پیامبر (ص) می فرماید: مهدی از خاندان ما اهل بیت است و خداوند قیام وی را در یک شب سامان می‌بخشد.

البته با توجه به روایات ظهور امام مهدی (عج) در روز شنبه طبق روایت امام باقر (ص) مغایرتی با روایت دیگر که روز نهضت را در روز جمعه عنوان می‌کند ندارد زیرا حرکت اصلی امام روز جمعه است و در روز شنبه برای مردم جهان پیام نهضت خویش را ارسال می‌کند.

خلاصه آنکه وقوع ظهور در روز جمعه به رغم مشهور بودن بین مردم قطعی نیست؛ اگر چه طبق بعضی از روایات ظهور روز جمعه خواهد بود. لکن روایات متعدد معتبر دلالت مى‏کند که قیام حضرت در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا است، واقع خواهد شد .

منتخب‏الاثر، الفصل السادس، الباب التاسع، حدیث ۱ تا ۷، ص ۵۷۴ تا ۵۷۶

*ظهور در روز شنبه‌ای که مقارن با عاشوراست

امام محمد باقر (ع) می‌فرماید:
گویا حضرت قائم (عج) را می بینم که روز عاشورا ، روز شنبه ، بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خداست. پس زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود.

منابع : غیبه طوسی ، صفحه ۲۷۴ / کشف الغمه ، جلد ۳ ، صفحه ۲۵۲ / بحارالانوار ، جلد ۵۲ صفحه ۲۹۰

امام جعفر صادق (ع) می فرماید:
قائم( درود خدا بر او باد)در شب بیست و سوم ماه رمضان، به نام (شریفش) ندا می‌شود و در روز عاشورا، روزی که حسین بی علی (ع) در آن کشته شد، قیام خواهد کرد.
منابع : غیبه طوسی ، صفحه ۲۷۴ / بحارالانوار ، جلد ۵۲ صفحه ۲۹۰

در روایات دیگر نیز آمده است که ظهور، صبح روز شنبه و عاشورا می‌باشد که حضرت حجت(عج) پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم (ع) دو رکعت نماز به جا می آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین خطبه خود را به گوش جهانیان می رساند و پس از معرفی خود، مردم را به بیعت دعوت می‌کنند.

ابوبصیر از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود: حضرت مهدی (عج) در روز عاشورا که روز شهادت سیدالشهداست قیام می کنند. گویا در آن شنبه‌ای که عاشورا در آن واقع شود، همراه او هستم؛ در حالی که بین رکن و مقام ایستاده، جبرییل در مقابل ایشان، برای بیعت ندا دهد و شیعیان حضرت، زمین را با طی الارض زیرپا می نهند و از اطراف عالم جمع شده و با ایشان بیعت می کنند و خداوند هم به وسیله او جهان را مملو از عدالت می کند. علی بن مهزیار هم از امام پنجم (علیه السلام) چنین نقل کرده است که: گویا با حضرت مهدی (عج) در روز شنبه ای که عاشورا است و بین رکن و مقام ایستاده، هستم.

منبع کتاب شش ماه پایانی، نوشته مجتبی السادات، ترجمه محمود مطهری نیا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()