تبلیغات
حضرت مهدی (عج)، از ظهور تا پیروزی - جاهلیت دوم در آخر الزمان2

ما هم یکی از اون 313 نفر


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محدثه 66
تاریخ:یکشنبه 1394/10/13-22:59

جاهلیت دوم در آخر الزمان2

مظهر ششم: تبرّج ( خودآرایی زنان برای مردان غریبه )
خودآرایی زنان در جاهلیت دوم، متناسب تبرّج زنان در جاهلیت اول است و « قرآن کریم » زنان را از این عمل ناروا نهی نموده است:
« وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى(۴۹)؛
و خود را مانند خودآرایی زنان در عصر جاهلیت اول نیارایید. »
در سطور گذشته، آیاتی از قرآن کریم دلیل بر وجود جاهلیت دوم در آخرالزمان و امر نمودن به زنان به اینکه عفت و پاکدامنی و وقار خود را حفظ نمایند و زینت خود را مانند خودآرایی زنان جاهلیت اول به غیر حق آشکار نکنند، تقدیم داشتیم.
امروزه هیچ حرجی از مظاهر خودآرایی و دنباله روی از غرب و تبلیغات و افکار مبتذلی که ظاهر آن رعایت حقوق زن و موضوعات مرتبط با آن است، وجود ندارد. باید بدانیم شرایطی که هم اکنون زنان جوامع ما در آن قرار دارند، از نشانه های نزدیکی قیام مقدس صاحب عصر و زمان (علیه السّلام) محسوب می گردد.
مظهر هفتم: قسم خوردن به غیر خدا
در عصر جاهلیت اول، یکی از چیزهایی که بسیار مرسوم بود، قسم خوردن به پدر بود و این پدیده ای است که امروزه در جوامع ما بسیار شایع و رایج است. از زراره از امام باقر (علیه السّلام) روایت شده که فرمودند: « از جمله کلام اهل جاهلیت « نه به جان پدرت » و « بله به جان پدرت » بود و از سوی خداوند امر شدند که به جای آن بگویند « نه به خدا قسم » و « بله به خدا قسم » (۵۰).
مظهر هشتم: خوردن در نزد اهل مصیبت
از امراض اجتماعی خطیر و از احکام جاهلیت که ما امروز به آن ممارست داریم، طعام خوردن در نزد اهل مصیبت یا همان مجلس موسوم به فاتحه است و همه ی اینها سبب تفاخر و رخ کشیدن حسب و نسب می باشد و عجیب این است که رجال دینی و مؤمنان نیز در این گونه مجالس می نشینند و از طعام آن مجلس می خورند. امام صادق (علیه السّلام) در این باره می فرمایند: « غذا خوردن در نزد اهل مصیبت، از اعمال جاهلیت است و آنچه سنت است، غذا فرستادن برای اهل مصیبت است، همان طور که پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد آل جعفر بن ابی طالب (علیه السّلام) در هنگامی که خبر فوت او را شنیدند، انجام دادند. » (۵۱)
برگزاری این گونه مجالس برای افرادی که در رفاه مالی هستند، از باب تفاخر و مباهات است، برای فقرا و ضعیفان سبب عذاب و سختی است؛ زیرا توانایی پرداخت مخارج آن را ندارند و به خاطر مراعات عرف و رسم جامعه از روی اضطرار این گونه مجالس فاتحه را برپا می نمایند، که ممکن است برای برپایی آن مجبور به گرفتن قرض هم بشوند.
مظهر نهم: تحیّت اهل جاهلیت
اهل جاهلیت برای تحیّت فرستادن به افراد، از عبارت صبح بخیر و عصر بخیر و از این قبیل عبارات استفاده می کردند، در حالی که در روایات وارد شده از ناحیه ی اهل بیت (علیه السّلام)، این گونه آمده است که:
هنگامی که اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به نزد وی می آمدند، می گفتند: صبح بخیر یا عصر بخیر، در حالی که این از تحیّت های اهل جاهلیت بوده است.
آنگاه خداوند این آیه را نازل فرمود:
« وَ إِذَا جَاءُوکَ حَیَّوْکَ بِمَا لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اللَّهُ(۵۲)؛
هنگامی که به نزد تو می آیند به گونه ای تو را تحیّت می گویند که خدا نگفته است. »
آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنان گفت: « خداوند به جای این تحیّت، تحیّتی بهتر برای ما آورد و آن تحیّت اهل بهشت؛ یعنی« السلام علیک » است. » (۵۳)
در حال حاضر ما به تحیّت جاهلیت بازگشته ایم و شبیه گفته ی آنان را که صباح الخیر و مساءالخیر است، به جای تحیّت السلام که السلام علیک است، به کار می بریم. اگر کار به همین جا ختم می شد، پذیرفتن آن ساده تر بود، اما موضوع از این حد نیز تجاوز کرده و به وام گرفتن اصطلاحات بیگانه توسط بعضی از افراد، به خصوص جوانان، برای ابراز تحیّت شده و تحیّت اسلامی در بوته ی فراموشی قرار گرفته است.
مظهر دهم: خون خواهی
خون خواهی در زمان جاهلیت، غالباً بدون هیچ توجیه منطقی یا رضایت خداوند صورت می پذیرفت و در آن زمان چنین پدیده ای بسیار گسترده بود و قبیله ها، برخی بر برخی دیگر می شوریدند و آتش آن دامان بسیاری از مردم بی گناه را نیز می گرفت.
در آن زمان قبایل دائماً به خون خواهی افتخار می کردند و هر کس را که از خون خواهی خودداری می کرد، نکوهش می نمودند.
سخن این شاعر در همین رابطه است:
طلب خون نمی کند مگر ابن ذی یزن (۵۴)
که در دریا ماجراهایی برای دشمنان ایجاد کرد
و نیز شاعری دیگر می گوید:
آنگاه که خون خواهی می کنی باید قطع کنی حتی آبشخورها را
در طلب غارت و خون
اگر از این کار خودداری کنی، خدای بلندمرتبه را خوار
و مقام خود در میان خاندان و همسایگان را از دست می دهی
همین خون خواهی ها، سبب بسیاری از مشاجرات و منازعات در میان قبایل می گردید و آنان را به سوی فتنه ها و جنگ هایی که خشک و تر را با هم می سوزاند، سوق می داد.
از جمله ی این اقدامات خون خواهانه، اقدام ابوسفیان در بیرون آوردن زنان در روز یکشنبه به همراه لشکر، برای برانگیختن حسّ خون خواهی قریش بود. (۵۵)
هنگامی که اسلام پا به عرصه ی وجود گذاشت حدودی را به منظور حفظ خون و آبروی مسلمانان برای این کار تعیین نمود و آن این بود که حقّ قصاص را تنها برای ولیّ مقتول دانست و نه برای فردی دیگر. خداوند متعال در« قرآن کریم » می گوید: « وَ کَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَهٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (۵۶)؛
این گونه مقدر نمودیم که نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و جراحتی به اندازه ی متناسب قصاص شود و هر کس گذشت نماید، کفاره ی گناهان او محسوب می گردد و هر کس به آنچه خداوند نازل کرده حکم نکند از ستمگران است. »
ما در حال حاضر و در سایه ی جاهلیت دوم، شاهد شیوع آشکار خون خواهی به غیر آنچه خدا به آن حکم کرده است، می باشیم؛ در حالی که همان طور که دیدیم، قرآن کریم اقدام کننده به آن را ستمگر معرفی می نماید؛ زیرا خاندان مقتول به جز قاتل دیگران را نیز مورد تعدّی قرار می داد و گاه می شد که در فقدان قاتل اصلی، به جای او، پدر و برادر و دیگر افراد منتسب به او را به قتل می رساندند، که این از مظاهر زمان جاهلیت است.

مظهر یازدهم: نیاحه ( نوحه سرایی افراطی )

در زمان جاهلیت یک نوع نوحه گرایی افراطی برای مردگان شایع بود. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمودند:
« نیاحه از اعمال جاهلیت است. » (۵۷)
امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به بعضی از آنچه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن نهی کرده، اشاره نموده و می فرمایند: « ایشان از نیاحه و گوش فرا دادن به آن نهی فرمودند ».(۵۸)
علت نهی از این عمل این است که شخص نوحه گر از حدّ معقول صبر و رضا به قضای خداوند تجاوز کرده و به بی تابی و خشم گرفتن بر خواست خداوند متعال جلّ جلاله روی می آورد و نیز گاهی از روی محبت با طمع به مال متوفی، اعمال و افعالی را به او نسبت می دهد که صحّت ندارد و از حدّ او فراتر است. اگر نوحه گرایی به حق باشد و شخص نوحه گر صادقانه سخن بگوید و نوحه گری نماید، اشکالی در آن نیست.
از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده است که فرمودند:
« هیچ اشکالی در نوحه گری صادقانه که برای آن مزدی هم پرداخت شود، نیست » (۵۹).
از ایشان در مورد اجرت شخص نوحه گر سؤال شد، فرمودند:
« اشکالی در آن نیست؛ زیرا برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز نوحه گری می شد. » (۶۰)
روایاتی از اهل بیت (علیه السّلام) که دلیل بر وجود نیاحه در جاهل

دوم است و ما امروزه با آن زندگی می کنیم، نقل شده اند؛ دلیل این امر سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است، که فرمودند:
« سه چیز از اعمال جاهلیت است و مردم تا روز قیامت به آن مبتلا خواهند بود… و نوحه گری بر مردگان که این نیز از ادّله وجود جاهلیت دوم است. » (۶۱)

مظهر دوازدهم: شرب خمر
اعراب در زمان جاهلیت، آشکارا و بدون هیچ مانع اخلاقی یا دینی شراب می نوشیدند و این موضوع حتی در « مکه » نیز شایع بود. سخن شاعر نیز در همین باره است. (۶۲)
هنگامی که قبیله ی خراعه در قدیم افتخار می کرد
ما فخر او را در نوشیدن شراب یافتیم
کعبه ی خداوند رحمان را آشکارا فروختند
به مشک شرابی، آنگاه که از فخر کردن ناامید شدند
قطعاً خداوند جلّ جلاله به سبب گناه بزرگی که در شراب بود، آن را حرام نمود. خداوند در « قرآن کریم » می فرماید:
« یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ (۶۳)؛
از تو درباره ی شراب و قمار سؤال می کنند، بگو در آن دو گناهی بسیار بزرگ نهفته است. »
این آیه، هم بر حرمت شراب و هم قمار دلالت می کند؛ زیرا در آن اثم (گناه) وجود دارد و خداوند اثم را حرام کرده است:
« قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ الْإِثْمَ (۶۴)؛
بگو چنین است و جز این نیست که پروردگار من فواحش آشکار و پنهان و اثم را حرام کرده است. »
این آیه از جمله آیاتی است که دلالت بر تحریم خمر دارد. (۶۵)
در روزگار ما جاهلیّت دوباره بازگشته تا جایی که مردم می بینند و می شنوند که مسلمانان شما شراب می نوشند؛ بلکه آشکارا مبادرت به ارتکاب این گناه می نمایند و هیچ گونه پنهان کاری نسبت به نوشیدن آن روا نمی دارند. این از نشانه های آخرالزمان است. در این باره روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که می فرمایند:
« در آخرالزمان بساط علم برچیده می گردد و جهل آشکار می شود و شراب نوشیده می شود… » (۶۶).
در روایتی دیگر از ایشان نقل شده که فرمودند:
« دیدم شراب بدون هیچ گونه مانعی آشکارا به فروش می رسد.» (۶۷)
گفته شده است که شرب خمر از نشانه های آخرالزمان است و این کار تا حدّی بالا می گیرد که مرد هر آنچه را در تملک دارد، فروخته و صرف نوشیدن شراب می نماید، همان گونه که در « انجیل » آمده است:
« دختر را برای شُرب خمر فروختند. » (۶۸)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مبادرت کنندگان به چنین اعمالی را در طیّ حدیثی لعن فرموده اند: « زمانی بر مردم می آید که خمر را حلال می شمارند، لعنت خداوند و ملائکه ی او و همه ی مردم بر آنان باد » (۶۹).
در روایت دیگری می فرمایند:
« گروهی از امت من خمر می نوشند و نام دیگری بر آن می گذارند. » (۷۰)
هم اکنون ما در جوامع خود شاهد این هستیم که بر خمر، اسامی مختلف دیگری همچون آب انگور و دیگر نام های معروف را می گذارند، گویا در روزگار ما عدم نام گذاری شراب به خمر، از کارهای معروف است.

مظهر سیزدهم: میسر(قمار)
در روایات شریف وارد شده از ناحیه ی معصومان (علیه السّلام)، شطرنج و تخته نرد و هر نوع قمار از مصادیق میسر برشمرده شده است و همه ی این اعمال از کارهای شایع زمان جاهلیت بوده و « قرآن کریم » به صراحت آن را در این آیه حرام کرده است:
« یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ (۷۱)؛
از تو درباره ی خمر و میسر می پرسند، بگو در آنها گناهی بزرگ نهفته است. »
باری تعالی به سبب وجود گناه و فساد در خمر و میسر، آنها را حرام نموده است. در روزگار فعلی ما که همان عصر جاهلیت دوم است، قمار دوباره بازگشته و برای آن مکان ها و جایگاه های خاصی در منظر عام در نظر گرفته شده است و این از نشانه های آخرالزمان است. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است که فرمودند: « من آشکار شدن قمار را مشاهده کردم… » (۷۲).
مصیب بارتر و تلخ تر از آشکار شدن قمار، چیزی است که در حدیثی از قول رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان شده است. ایشان فرمودند:
« دیدم که اموال ذوی القربی به باطل و لغو تقسیم گشته و صرف قمار و نوشیدن مسکرات می گردید. » (۷۳)
بدیهی است که اموال ذوی القربی همان خمس است.
در چگونگی صرف اموال ذوی القربی در قماربازی و نوشیدن خم و مسکرات دو احتمال بیشتر نمی رود؛ یا افرادی که در امور ایشان حقّ ذوی القربی ( خمس ) وجود دارد، آن را صرف نوشیدن شراب و مسکرات و قمار می نمایند یا اینکه کسانی که وظیفه ی جمع آوری این اموال را از مردم به عهده دارند، مطابق روایت، آن را صرف قمار و شراب می نمایند که شامل سهم مبارک امام نیز می گردد.

مظهر چهاردهم: غنا

غنا و نواختن موسیقی به وسیله ی طرب انگیزی و آوازه خوانی، از امور مهیّج و آشکار در عصر جاهلیت بود و این از اعمال ابلیس است و او اول کسی بود که به غنا پرداخت و اسلام پس از ظهور، با این امر آشکار مبارزه کرد و مردم را از انجام آن نهی و اعراض کنندگان آن را ستایش نمود:
« وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ‌ (۷۴)؛
آن کسانی که از بیهوده اعراض می نمایند. »
که مقصود همان غنا و لهو است و نیز گفته ی خدای تعالی:
« وَ الَّذِینَ لاَ یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَاماً (۷۵)؛
و آن کسانی که شاهد زور نیستند و از کنار لغو، کریمانه عبور می کنند ».
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
« همانا خداوند مرا برای هدایت و رحمت به جهانیان برانگیخت و مرا فرمان داد تا آوازه خوانی، آلات طرب، تارها و بت ها را نابود نمایم. » (۷۶)
اکنون در عصر جاهلیت دومی که ما زندگی می کنیم، شاهد غنای علنی و لهو و آوازه خوانی و نواختن آلات طرب و خرید و فروش آنها در عین حرمتشان می باشیم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
« آلات آوازه خوانی و خرید و فروش و بها و تجارت آن حرام است. » (۷۷)
امروزه ما شاهد این هستیم که مسلمانان به جاهلیت دوم بازگشته و به تمامی اعمال فوق مبادرت می نمایند و این از نشانه های آشکار آخرالزمان است، همان طور که از ایشان روایت شده که:
« مردم در آن زمان به انجام منکرات مباهات و مال را صرف غنا خواهند کرد. » (۷۸)

مظهر پانزدهم: شیوع منکرات و رذایل در جامعه
از جمله اموری که اسلام آن را نهی کرده و برای حفظ پیکر پاکیزه ی خانواده که اصلاح آن، اصلاح جامعه و به عکس می باشد، به شدت با آن مبارزه نموده، شیوع منکرات و رذایل در جامعه است.
در روزگار فعلی ما، جاهلیت جدیدی، در قالب انتشار منکرات و ایجاد فساد در جوامع، حتی جوامع مسلمانان، پا به عرصه ی وجود گذاشته است و این موضوعی است که روایات شریف و از جمله ی این روایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر آن تأکید نموده است:
« حال شما چگونه خواهد بود، هنگامی که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند… » (۷۹).

مبحث دوم: بعد سیاسی
قبلاً اشاره شد که دعوت امام مهدی (علیه السّلام) بسیار شبیه دعوت جدّ ایشان، حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد و بدیهی است که دعوت محمدی در عصر جاهلیت اول، ظهور و تداوم یافت و منطقه ی دعوت اسلام دارای اوضاع سیاسی با مشخصات و خصوصیات و ویژگی هایی بود که آن را از غیر خود، کاملاً متمایز می نمود و دارای احکام جاهلی بود.
به ناگزیر دعوت امام مهدی (علیه السّلام) نیز تحت اوضاع سیاسی مشابه، با صدور اسلام، ظهور و بروز پیدا خواهد کرد.
عادات و تقلیدهای جاهلی بر آن حاکم خواهد شد و اختلافی با جاهلیت اول به جز در شکل ندارد، ولی به لحاظ مضمون، یکی است. این چیزی است که ما قصد داریم در تقابل بین مظاهر سیاسی در دو جاهلیت اول و دوم و آنچه در گذشته و حال، از آن انعکاس یافته، روشن نماییم.

مظهر اول: تفرقه و دشمنی( تا سر حدّ قتل )
از جمله مظاهر جاهلیت در سطوح سیاسی، تفرقه گرایی امت و قبایل عرب در جاهلیت اول بوده است. آنها از یکدیگر متفرق و متنفر بودند و همین امر موجب می شد، به بهانه های مختلف با تکیه بر قدرت خود، با دیگری منازعه کنند و او را از میدان به در برند، تا اینکه به وسیله پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت طاهرینش (علیه السّلام) از این بلای عظیم رهایی یافتند. همان طور که سخن خداوند کریم در « قرآن عظیم » بر این موضوع تصریح دارد:
« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَ کُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ‌(۸۰)؛
همگی بر ریسمان محکم الهی چنگ زنید و متفرق نشوید. نعمت خدا را به یاد آورید، در آن زمان که شما با یکدیگر دشمن بودید و او بین قلب های شما الفت برقرار کرد و به نعمت او به برادری گراییدید و (نیز به یاد آورید) که شما بر سر گودالی از آتش قرار داشتید و او شما را از آن رهانید، خداوند این گونه آیات خود را برای شما بیان می نماید، شاید هدایت شوید. »
صدیقه کبرا، فاطمه زهرا (علیها السّلام) در خطبه خود به این نکته اشاره کرده و می فرماید:
« اطاعت ما موجب نظام ملت و امامت ما وسیله ی امان از فرقت است. » (۸۱)
به عبارت دیگر، قطعاً امامت اهل بیت (علیه السّلام) همان امان مردم از تفرقه است و اگر امام علی (علیه السّلام) را به امامت می پذیرفتند، دچار تفرقه نمی شدند و به گروه هایی مختلف و متفاوت تبدیل نمی گردیدند.
از آنجا که عملاً این تفرقه صورت پذیرفت و اکنون نیز ادامه دارد، تنها راه خلاصی یافتن از آن نیز، امامت اهل بیت (علیه السّلام) است و حضرت زهرا (علیها السّلام) با بیان این عبارت، اشاره ی تلویحی به شرایط امت در آخرالزمان و تفرقه و تشتّت آنان نموده و تنها راه رهایی از آن را به قیام قائم آل محمد، مهدی منتظر (عج الله تعالی فرجه الشریف) موکول نموده اند.
امیرمؤمنان (علیه السّلام) در طیّ کلامی به روز این واقعه ی دردناک در احوال امت اسلامی اشاره می نمایند:
« یاد کنید آن زمان را که شما اندک، مشرک، کینه جو و متفرق بودید و خداوند به وسیله ی اسلام بین شما الفت ایجاد کرد و آنگاه به کثرت و اجتماع گراییدید، پس دیگر بار متفرق نشوید و نسبت به یکدیگر کینه جویی ننمایید. » (۸۲)
اما امت اسلامی پس از اتحاد، متفرق و پس از مهرورزی به کینه جویی گرایید.
هم اکنون که ما در عصر جاهلیت دوم زندگی می کنیم، مسلمانان عرب و غیر عرب و حکومت ها و دولت ها از یکدیگر متفرّقند و هر یک از دیگری دوری می جوید. روایات اهل بیت (علیه السّلام) اشاره بر این موضوع دارد که این رویدادها از نشانه های نزدیک بودن قیام مقدس امام مهدی (علیه السّلام) به خصوص در« عراق »، پایتخت و مقرّ دولت ایشان، دولت عدل الهی خواهد بود. از ابی بصیر از امام باقر (علیه السّلام) روایت شده که فرمودند:
« به ناگزیر بنی فلان در آنجا حکومت خواهند کرد، آنگاه اختلاف پیدا کرده، حکومتشان متفرق و امیدشان پراکنده خواهد شد. » (۸۳)
روایت فوق نیز از دلایل وجود اختلاف کلمه و شکستن صف واحد مسلمانان در آخرالزمان، یا همان عصر جاهلیت دوم می باشد.

مظهر دوم: اختلاف
قبایل عرب در ایام جاهلیت، دائماً با یکدیگر در اختلاف بودند و بر هیچ رأی واحدی متفق نمی شدند و دشمنی و کینه توزی چهره ی این عصر را سیاه کرده بود. اکنون نیز ما در عصر جاهلیت دوم، شاهد اختلاف مسلمانان در میان خویش هستیم. حاکمان کشورهای عربی در هیچ موضوعی با هم اتفاق نظر ندارند، به گونه ای که یکی از بزرگان عرب از این وضعیت ناگوار این گونه تعبیر می نماید، اعراب بر این موضوع توافق نموده اند که بر سر هیچ موضوعی توافق نکنند.
این عناصر، هیچ هدفی جز ارضای نفس های اماره به سود خود و حرکت در مسیر موافق هواها و تمایلات ندارند و این در حالی است که دین توحیدی اسلام، ما را به وحدت و یگانگی و کنار گذاشتن اختلافات و حرکت در مسیر واحدی که هیچ اختلافی در آن نیست؛ یعنی مبادی اسلامی ارائه شده از سوی پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومان (علیه السّلام) فرا می خواند. دلیل وجود اختلاف در عصر قبل از ظهور شریف امام مهدی (علیه السّلام) وجود تعدادی از روایات تصریح کننده به این واقعیت می باشد. از آن جمله از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است:
« شما را بشارت می دهم که مهدی در هنگام بروز اختلافات و تزلزل ها در امت اسلامی برانگیخته می شود. » (۸۴)
در روایت دیگری می فرماید:
« شما را سه بار به مهدی بشارت می دهم که در هنگام وجود اختلافات بین مردم ظهور می کند. » (۸۵)
اما روایت دوم از امام محمدباقر (علیه السّلام) است که می فرماید:
« قائم قیام نمی کند، مگر در هنگامی که ترس شدید و شمشیری کوبنده در میان اعراب حاکم است و مردم دچار اختلاف و تشتّت در دیدن و تغییر و دگرگونی در احوال هستند.. » (۸۶)
روایت سوم از قدّامه، از عبدالکریم است که می گوید:
در حضور اباعبدالله (علیه السّلام) (امام صادق (علیه السّلام) ) سخن از قائم (علیه السّلام) به میان آمد، ایشان فرمودند: « چطور ممکن است، چنین چیزی رخ دهد، در حالی که هنوز آن قدر زمان طولانی نشده است که در مورد ایشان گفته شود از دنیا رفته یا در هر کجا زندگی می کرد، هلاک شده است ». پرسیدم: این چه زمانی است؟ فرمودند: « اختلاف بین شیعیان. » (۸۷)
اختلاف اشاره شده فقط شامل حال مسلمانان نمی گردد، بلکه شرق و غرب عالم را دربرمی گیرد. از ابی بصیر از امام جعفر صادق (علیه السّلام) روایت شده که فرمودند:
« اهل شرق و اهل غرب و بلکه اهل قبله نیز با هم اختلاف می کنند. » (۸۸)
نمونه هایی از تفرقه که امروزه در همه ی جوامع انسانی وجود دارد، وضعیت پراکندگی و تفرقه ی مردم در عصر جاهلیت اول را به ذهن متبادر می نماید و خود دلیل بر این است که ما هم اکنون در عصر جاهلیت دوم زندگی می کنیم؛ زیرا تفرقه تنها محدود به مرکز مهدویت توصیف شده در « عراق » و « کوفه » 

نمی گردد، بلکه شامل محیط دعوت مهدویّه در کشورهای مجاور و پیرامون عراق و بلکه تمام خانواده ی بشری نیز می گردد.
مظهر سوم: احزاب و گروه ها
بررسی اوضاع جاهلیت و اهل آن در زمان قبل از عصر رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نشان می دهد که برخی قبایل عرب علیه قبایل دیگر با هم متحد می شدند و حال بقیه نیز همین گونه بود. از جمله شواهد دلالت کننده بر این موضوع، اتحاد اهل« مکه » ( قریش ) با یهود و دیگر قبایل عرب در جنگ احزاب برای مقابله با اسلام و مسلمانان بود، خداوند به وسیله ی این جنگ، لشکریانش را عزت و بنده اش را نصرت بخشید و به تنهایی احزاب را به هزیمت کشانید.
در عصری که ما هم اکنون در آن زندگی می کنیم، مسلمانان تبدیل به احزاب و فرقه های متفرق گشته و هر کدام از آنها، سعی در به دست گرفتن امور و تسلط بر اوضاع، در مقابل طرف دیگر را دارد.
روایاتی از اهل بیت (علیه السّلام) بر کثرت احزاب و فرقه ها در میان مسلمانان تأکید دارد، از آن جمله، سخن امیرالمؤمنین (علیه السّلام) است، که می فرمایند:
« شما پس از هجرت اعرابی و بعد از دوستی و برادری حزب گرا گشتید » (۸۹).
از جمله احادیثی که دلالت بر وجود احزاب در آخرالزمان می نماید، روایات موجود در نزد دوستان اهل بیت (علیه السّلام) است. از آن جمله روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد، که می فرمایند:
« امت من به زودی به هفتاد و سه فرقه تقسیم می گردند که یکی از آنها نجات یابنده است و آن فرقه ای است که از وصیّ من ( او با دست به پشت علیّ بن ابیطالب (علیه السّلام) زد )، تبعیت می نمایند. » (۹۰)
و نیز در روایت دیگری می فرمایند:
« ( امت من ) هفتاد و چند فرقه می شوند و عظیم ترین فتنه را فرقه ای رقم می زند که امور را قیاس می کنند. » (۹۱)
هم اکنون ما شاهد ظهور احزاب و سازمان های باطل و کثرت طلب بسیاری هستیم که برخی از آنها عناوین پر طمطراق دینی را یدک می کشند، اما در اصل، بسیار دور از دین حقیقی می باشند و همین موضوع سبب بروز فتنه هایی می گردد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در ضمن این حدیث شریف، مردم را از آن برحذر می دارند:
« وای بر عرب از فتنه ای که نزدیک می گردد، رستگار کسی است که از آن خودداری می کند و رستگار کسی است که از فتنه ها بپرهیزد. » (۹۲)
این خودداری قطعاً به معنای خودداری از وارد شدن به احزاب و سازمان های باطل و بیهوده است.

مظهر چهارم: فراوانی جنگ ها و نزاع ها
اگر کسی اوضاع و شرایط عصر جاهلیت اول را مورد بررسی قرار داده باشد، درمی یابد که قبایل عرب در آن زمان به طور پیوسته یا در حال جنگ یا در حال معارضه با یکدیگر بودند و شب و روز خون می ریختند و این همان چیزی است که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در حجه الوداع به آن اشاره نموده و مردم را از آن برحذر داشتند:
« آیا شما را آگاه ننمایم که بعد از من مرتد و کافر گشته و برخی از شما گردن بعضی دیگر را خواهید زد؟ » (۹۳)
و در روایت دیگری می فرماید:
« مبادا بعد از من به کفر بازگردید و برخی، گردن برخی دیگر را بزند و قسم به خدا! قطعاً آن را در میان لشکر خواهید شناخت… » (۹۴).
هم اکنون ما در عصری به سر می بریم که جاهلیت دوم با جنگ ها و نزاع ها در صحنه حضور دارد و دولت های اسلامی و به خصوص عربی با یکدیگر به جنگ و منازعه پرداخته اند. البته منظور ما لزوماً جنگ با سلاح نیست؛ بلکه جنگ کلامی و زبانی را نیز شامل می گردد. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمودند:
« به زودی فتنه ای در میان اعراب روی خواهد داد که در آن آتش زبان شدیدتر از کشتن با شمشیر خواهد بود. » (۹۵)
و اکنون ما شاهد این هستیم که برخی از مسلمانان، برخی دیگر را مورد شتم قرار می دهند و عده ای دیگر گروهی را با زبان علیه گروه دیگر تحریک می کنند و بدین گونه رویدادی را برتر از جنگ با سلاح رقم می زنند، به گونه ای که همسایه، همسایه اش و برادر، برادرش و پسرعموی خویش را ( با زبان ) به قتل می رساند… (۹۶) و همانند جاهلیت اول، خونریزی در شب و روز فراوان است. در این باره حدیثی از امیرمؤمنان (علیه السّلام) نقل شده است که فرمودند:
« خونریزی زیاد می شود به گونه ای که از هر ۹ نفر، ۷ تن یا از هر ۷ نفر، ۵ تن کشته می شود و در این هنگام جاهل می گوید: ما را به آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نیازی نیست. » (۹۷)
در روایت دیگری از امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب (علیه السّلام) نقل شده است که فرمودند:
« زمانی بر مردم خواهد آمد… و در ورای آن مرگ سریع است که مردم را به شدت می فرماید به گونه ای که شخص صبح سالم است و شب دفن می گردد و شب زنده است و صبح از دنیا می رود… » (۹۸).

مظهر پنجم: ترس شدید و فقدان امنیت
در نتیجه اوضاع و احوال سخت سیاسی و نگرانی های ناشی از جنگ ها و غارت ها، ترس شدید و فقدان امنیت بر جامعه مستولی می گردد.
چنین واقعیتی در میان قبایل عرب، قبل از دعوت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) رایج و شایع بود و اهل جاهلیت خوار و مطرود بوده و برخی از برخی دیگر و همگی از نیروهای پیرامون خود، یعنی« روم » و « ایران » در ترس و نگرانی بودند. حضرت صدیقه کبرا، فاطمه زهرا (علیها السّلام) در خطبه ی خود بر این واقعیت اشاره دارند:
« و شما بر سر گودالی در آتش قرار داشتید، نوشیدنیتان آب گندیده، خوردنیتان پوست جانور و مُردار بود. در هجوم کشورهای همسایه، پست و ناچیز و هراسان بودید تا آنکه [خدا ] به وسیله ی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) شما را از خاک مذلت برداشت و سرتان را به اوج رفعت برافراشت. » (۹۹)
امروزه ما شاهد وجود چنین واقعیت تلخی در عصر جاهلیت دوم، یعنی ترس شدید مردم از داخل یا خارج کشور می باشیم و این یکی از نشانه های قریب الوقوع بودن قیام مقدس صاحب العصر و الزمان (علیه السّلام) است. از امام باقر (علیه السّلام) روایت شده است که:
« قائم قیام نمی کند، مگر در هنگام ابتلای مردم به ترس شدید و شداید روزگار و فتنه و بلا… » (۱۰۰).
و در ضمن روایت دیگری می فرمایند:
« و مردم به سبب ترس و هراس به سختی و رنج بسیار می افتند ». (۱۰۱)
و در کتاب مقدس موجود نزد یهود و نصاری نیز این حالت ترس این گونه وصف گردیده است.
« با رنج و سختی و حیرت، مردم از ترس بیهوش می شدند. » (۱۰۲)

مظهر ششم: پناه بردن به دنیا
منطقه ای که دعوت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به ظهور رسید، غرق مشکلات داخلی و خارجی بود و همین امر آنان را از پرداختن به قضیه ی ظهور نبیّ موعود که دین ضعیف ابراهیمی را در میان قوای محاصره کننده ی آنان اقامه کند، باز داشته بود. اما یهود و نصارا مترقّب و منتظر ظهور این نبیّ موعود بودند و خود را آماده ی این رویداد که موافق هواهای نفسانیّه آنان نبود، می نمودند. (۱۰۳)
اکنون نیز ما در عصر ظهور شریف امام مهدی (علیه السّلام) و در زمان شکوفایی عصر جاهلیت دوم، شاهد مردمی هستیم که آن چنان به امور دنیا و نگرانی های ناشی از آن مشغولند، که موضوع امام مهدی (علیه السّلام) و بلکه تفکر نسبت به نزدیکی قیام ایشان و ظهور حکومتشان را در میان نیروهای عظیمی که ما را احاطه کرده اند، به بوته فراموشی سپرده اند، اما اهل کتاب بیشترین اهتمام و انتظار را نسبت به قیام شریف ایشان و آمادگی برای رویارویی با آن را از خود نشان می دهند.

مظهر هفتم: حکم کردن به غیر حکم خداوند
قبایل عرب، قوانین و نظاماتی بر اساس طبایع و عادات و تقلیدهای متعارف خود وضع نموده و به آن تکیه و اعتماد داشتند، قوانین و مقرراتی که هیچ توافقی با اراده ی خداوند متعال نداشت.
در این عصر نیز، حکومت ها و نظام های غیراسلامی برای خود، قوانین و دستوراتی وضع نموده اند که خداوند، سلطانی برای حکم کردن به آن نازل ننموده است. این قوانین به طور عموم با مبادی دین توحیدی اسلام متعارض است، اما با این وجود، این حکومت ها به آن عمل می کنند و این در حالی است که « قرآن » می گوید:
« وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ ‌(۱۰۴)؛
هر کس به آنچه خداوند نازل کرده، حکم نکند، کافر است. »
« وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‌(۱۰۵)؛
و هر کس به آنچه خداوند نازل کرده، حکم نکند، ستمگر است. »
« وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ‌ (۱۰۶)؛
و هر کس به آنچه خداوند نازل کرده، حکم نکند، فاسق است. »
به عبارت دیگر این حکومت ها به جای آنکه به حکم خداوند عمل کنند، به حکم ساخته ی خود عمل می کنند که در واقع، حکم به جاهلیت است و اتصال به خداوند ندارد. از این گذشته بسیاری از دانشمندان، عالم به احکام الهی نیستند و حکم هایی را از روی گمان و ظنّ می دهند که هم احتمال خطا در آن هست و هم صواب و اگر به حکم واحدی حکم نمایند، که مطابق با واقع نباشد، در این صورت به حکم جاهلیت حکم کرده اند. از ابی بصیر از امام صادق (علیه السّلام) روایت شده که:
« حکم بر دو قسم است، حکم خدا و حکم جاهلیت و هر کس در حکم خدا خطا نماید، به حکم جاهلیت حکم خواهد کرد. » (۱۰۷)

مبحث سوم: بعد اقتصادی
به لحاظ تشابهی که بین دو دعوت مصطفوی و دعوت مهدوی است، ناگزیر این دو دعوت شریف باید به لحاظ اقتصادی نیز دارای تشابه باشند.

مظهر اول: ربا
مشهور است که ربا در عصر جاهلیت اول آشکار و رایج بود، به گونه ای که مردم در طول زندگی خود یا همواره مقروض بودند یا همه ی مایملک خود را بر اثر قرض ربوی از دست می دادند و گاهی کار به جایی می رسید که شخص بدهکار برای پرداخت دیون خود، همسر یا یکی از فرزندانش را از دست می داد.
این واقعیت ( تلخ و ناگوار ) تا ظهور اسلام و نزول آیه ی تحریم ربا در میان قریش رسم بود. خداوند تعالی در« قرآن کریم » می فرماید:
« الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُو
« الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَا (۱۰۸)؛
کسانی که ربا می خورند در روز قیامت به شکل کسانی محشور می شوند که بر اثر تماس شیطان با او دیوانه شده است و سبب آن این است که گفتند خرید و فروش مانند رباست، در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام نموده است. »
و نیز خداوند می فرماید:
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَأْکُلُوا الرِّبَا أَضْعَافاً مُضَاعَفَهً وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‌(۱۰۹)؛
ای کسانی که ایمان آورده اید! ربا را که سودهای چند برابر است، نخورید و از خداوند پروا کنید تا رستگار شوید. »
ربا به فروش ربوی و قرض ربوی تقسیم می گردد. شرط در فروش ربوی، مدت دار بودن و افزایش بهای کالاست، اما قرض ربوی بهای اضافه ای است که قرض گیرنده در ازای قرض دریافتی می پردازد.
ربا در جاهلیت معاصر، حلال گردیده و ما مشاهده می کنیم که مردم آن را حلال تلقی می نمایند. معنای این سخن آن نیست که مردم می گویند ربا حلال است، بلکه بعضی از فقها در آینده ای نزدیک به حلال نمودن برخی معاملات ربوی و گذاردن نام های مشخص بر آن اقدام خواهند نمود، در حالی که معاملات یاد شده، چیزی جز ربا نیست.
این موضوع نیز از نشانه های دال بر نزدیکی ظهور مقدس امام مهدی (علیه السّلام) به شمار آمده و شامل اکثریت گروه های اجتماعی دانسته یا ندانسته می گردد.
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمودند:
« زمانی بر مردم خواهد آمد که احدی باقی نمی ماند، مگر اینکه ربا خورد و اگر نخورد، حدّاقل غباری از آن به او خواهد رسید. » (۱۱۰)

مظهر دوم: وضعیت نابه سامان اقتصادی و معیشتی
اکثر اعراب جاهلی اوضاع اقتصادی و معیشتی بدی داشتند، به گونه ای که دائماً آنان را زیر خطّ فقر نگه می داشت و علت این رخداد، گسترش عادت های اقتصادی به مانند ربا و… در طبقه ی متوسط جامعه بود، این نا به سامانی به شکل کاستی در اموال و حرص و طمع، نسبت به آن و کمبود غذا و وسایل ضروری زندگی، خودنمایی می کرد، به گونه ای که حتی انسان، فرزند یا همسر خود را در برابر یکی دو مشت مال که بتواند به وسیله ی آن معاش خود و خانواده اش را بنماید، می فروخت.
صدیقه کبرا، فاطمه زهرا (علیها السّلام) به این واقعیت اشاره نموده اند:
« شما بر سر گودالی از آتش قرار داشتید… نوشیدنی شما آب گندیده و طعام شما پوست جانور و برگ درختان بود و بر اثر هجوم همسایگان، پست و ناچیز و هراسان بودید. » (۱۱۱)
کلمه ای که ایشان برای توصیف آب نوشیدنی اعراب جاهلی به کار می برند، الطرق، به معنای آب نزولات آسمانی است که بر اثر قرار گرفتن سرگین شتر در آن گندیده شده است و طعامی که در آن به القد، تعبیر می فرمایند، پوست دبّاغی نشده ی حیوانات و الورق، همان خوردن برگ درختان است. مقصود ایشان از این توصیفات، اشاره به ناپاکی نوشیدنی ها و نامطبوعی خوردنی ها، به سبب عدم راه یافتگی آنان به دستوراتی که دین و دنیایشان را به سوی صلاح برد و نیز فقر آنها و کم بضاعتی آنان می باشد.
اما در عصر جاهلیت دوم که ما در آن زندگی می کنیم، زندگی ما به لحاظ بدی شرایط اقتصادی و فقر و گرسنگی و قحطی، به خصوص در واقعه ی شریف ظهور و دعوت مهدوی و به ویژه در « عراق »، همچون زندگی اعراب جاهلیت گردیده است. این واقعیتی است که دسته ای از روایات اهل بیت (علیه السّلام) به آن اشاره دارد. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمودند:
« بی شک، قبل از قیام قائم، مدت یک سال، مردم به گرسنگی مبتلا شده و ترس شدید از کشته شدن و کمبود اموال و نفوس و محصولات کشاورزی آنان را فرا می گیرد… » (۱۱۲).
و در روایت دیگری می فرمایند:
« نیازها آشکار شده و فقر گسترش می یابد. » (۱۱۳)
بر این اساس، قبل از ظهور دعوت امام مهدی (علیه السّلام) و قیام شریف ایشان، قحطی و گرسنگی عراق ( پایتخت حکومت ایشان ) را علاوه بر دیگر دولت های همجوار، همراه با افزایش بهای کالاها دربرمی گیرد. از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمودند:
« در عراق، بصره خراب می شود… و زوراء به دست سفیانی نابود می شود… و خرابی عراق سبب بروز قحطی است. » (۱۱۴)
و در روایت دیگری از ایشان نقل شده که:
« زمانی بر مردم فرا می رسد که خدایان آنها شکم هایشان است… خداوند آنها را به چهار خصلت مبتلا می نماید: ستم سلطان و قحطی… » (۱۱۵).

مظهر سوم: کاستن از پیمانه ها ( کم فروشی )
کم فروشی از اموری است که در عصر جاهلیت اول در جوامع عرب قبل از اسلام و نیز دیگر ملت های پیشین رواج داشت.
از صفوان جمّال، از امام صادق (علیه السّلام) روایت شده که:
« دو خصلت در شما هست که ملت های پیش از شما به سبب آن هلاک شدند ».
گفتند: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آن دو خصلت کدامند؟
فرمودند: « پیمانه و ترازو » (۱۱۶).
خداوند متعال در « قرآن کریم » از این کار نهی فرموده:
« فَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزَانَ وَ لاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ (۱۱۷)؛
پیمانه و ترازو را کامل و پر نمایید و از اموال مردم نکاهید. »
از همین رو امام علی (علیه السّلام)، مرتباً در بازارهای« کوفه » می گشت و تاجران و کسبه را از اخلال در پیمانه ها و ترازوها منع می نمود، اما امروزه در روزگار ما، غش در وزن و پیمانه از امور متعارف و به واقع رایج در بازارهاست.
این واقعیت برای ما روشن می نماید که جاهلیت دوم با شیوع غش در معامله و کم فروشی در توزین اجناس، به جامعه ی ما بازگشته است.

مظهر چهارم: رواج رشوه
رشوه از مظاهر رایج عصر جاهلیت اول، قبل از اسلام و به خصوص در نزد قریش بود. امام علی (علیه السّلام) ضمن حدیث خود، درباره ی افرادی از قریش که در جنگ صفین با او به پیکار برخاستند به این موضوع اشاره می نمایند:
« بیدار باشید که شما با آزادشدگان و فرزندان آزادشدگان… و اهل بدعت و اختراع در دین می جنگید و با کسی پیکار می کنید که باید از شرّ او بر حذر بود. او بر اسلام و اهل آن هراس آور است و رشوه می خورد… » (۱۱۸).
جدای از انتشار و گسترش این عمل جاهلی، در ملت های سابق به خصوص بنی اسرائیل،‌ اکنون ما شاهد رواج آن در عصر جاهلیت دوم هستیم و مشاهده می نماییم که رشوه به شکلی عظیم، در همه ی زمینه های زندگی و در همه ی مؤسسات دولتی شایع و رایج است.
این واقعیت تلخ با وجود نهی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) جریان یافته است. ایشان در این باره می فرمایند:
« خدا لعنت کند رشوه دهنده، رشوه گیرنده و واسطه ی بین آن ها را ».
و فرمودند:
« بر حذر باشید از رشوه، که عین کفر است و دست اندرکار رشوه بوی بهشت را استشمام نمی کند. » (۱۱۹)
روایات متعددی گسترش رشوه در آخرالزمان و آلوده شدن مردم به آن را یادآور می گردد. از جمله ی این روایات، حدیثی است که اصبغ بن نباته از امام علی (علیه السّلام) نقل می کند. ایشان می فرمایند:
« زمانی بر مردم می آید که… خمر را به عنوان آب انگور و رشوه را با هدیه، حلال می نمایند… » (۱۲۰).
در همین باره در روایت دیگری، خوردن ربا و رشوه از شروط برپا شدن قیامت محسوب گردیده است. ابن عباس از رسول خدا، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند، که فرمودند:
« از جمله شروط برپایی قیامت… بزرگ شدن مال و فروش دین به دنیاست… » و فرمودند:
« هنگامی که ربا آشکار گردد و مردم به غیبت و رشوه مبادرت نمایند. » (۱۲۱)

مظهر پنجم: اندوختن طلا و نقره
از جمله مظاهر جاهلیت اول اندوختن طلا و نقره به وسیله ی گروهی از مردم و خوردن اموال مردم به باطل بود و این موضوع تا حدی پیش رفته بود که درهم و دینار بر جمیع مراتب زندگی مردم، قاطعانه حکومت می کرد.
این واقعیت از مظاهر موجود در جاهلیت آن زمان، به ویژه در نزد دست اندرکاران تجارت های گسترده، همانند تجار قریش و نیز ملت های گذشته بود.
خداوند تبارک و تعالی این اعمال و رفتار را در« قرآن کریم » نهی می فرمایند:
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنَ الْأَحْبَارِ وَ الرُّهْبَانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَ وَ لاَ یُنْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ‌ (۱۲۲)؛
ای ایمان آورندگان! همانا بسیاری از علمای دینی یهود و نصارا اموال مردم را به باطل می خورند و مردم را از راه خدا باز می دارند و کسانی را که طلا و نقره می اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمی کنند، به عذاب دردناک بشارت ده. »
این واقعیت نیز از جمله دلایل وجود این مظهر در جاهلیت است و اما دلیل دیگر که بر وجود آن در جاهلیت اول است، نهی ائمه معصومان (علیه السّلام) از آن است. آنجا که فرموده اند:
« وجود درهم و دینار در زندگی مردم و حکم فرمایی آن بر جامعه سبب هلاک این امت خواهد شد، همان گونه که امت های گذشته نیز به همین سبب، هلاک گردیدند. »
از اسحاق بن حارث، از امام علی (علیه السّلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند:
« دینار و درهم، امت های پیش از شما را هلاک کرد و شما را نیز هلاک خواهد کرد. » (۱۲۳)
و اکنون به طور بدیهی درمی یابیم که جمع اموال به دست گروه قلیلی از مردم و پرستش درهم و دینار توسط مردم، از امور شایع و رایج در جوامع حال حاضر ماست.
پس از اینکه در گفتار خود، از نقاط مشترک و تلاقی بین دو جاهلیت اول و دوم به لحاظ افعال، احکام، عادات و تقلیدهای سیاسی و دینی، سخن به میان آوردیم و وجود صفات جاهلی در « مکه » رسول خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مناطق عربی مجاور آن و غیر آن و مقارنت آن با جاهلیت آخرالزمان در قبل از ظهور دعوت امام مهدی (علیه السّلام) برای رهانیدن مردم از جهل زمان و صیانت شیطان، همچون رسالت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در عصر جاهلیت اول را توضیح دادیم، با این وجود باید بگوییم که در زمان ما، حامل جاهلیت این زمان مکه است، همان طور که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز مکه حامل آن جاهلیت بود.
بر این اساس، در بحث آینده به اذن خدای تعالی روشن خواهیم نمود که « مکه » آخرالزمان و به تعبیر دیگر مکه امام مهدی (علیه السّلام) به دست ایشان مرکزی برای انفجار نور و هدایت خواهد شد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


http://ameblo.jp
یکشنبه 1396/05/15 14:14
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video to make your point.
You clearly know what youre talking about, why throw away your intelligence on just posting videos to
your weblog when you could be giving us something informative
to read?
Foot Pain
جمعه 1396/05/13 15:05
I'd like to find out more? I'd love to find out more details.
manicure
سه شنبه 1396/01/22 09:21
Very soon this web page will be famous among all blogging and site-building people,
due to it's fastidious articles or reviews
manicure
دوشنبه 1396/01/21 06:07
Howdy! I know this is kind of off topic but I was wondering which blog platform are you using for this website?

I'm getting sick and tired of Wordpress because I've had issues with hackers and I'm looking at options for another platform.
I would be awesome if you could point me in the
direction of a good platform.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر