تبلیغات
حضرت مهدی (عج)، از ظهور تا پیروزی - ایرانیان زمینه ساز ظهور/ عصر ظهور در کلام امام باقر علیه ‏السلام

ما هم یکی از اون 313 نفر


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :محدثه 66
تاریخ:چهارشنبه 1394/10/2-19:06

ایرانیان زمینه ساز ظهور/ عصر ظهور در کلام امام باقر علیه ‏السلام

ایرانیان زمینه ساز ظهور/ عصر ظهور در کلام امام باقر علیه ‏السلامامامان معصوم علیهم‏السلام به جهت اهمیت مسئله مهدویت و غیبت دوازدهمین حجت الهى، در فرصت‌هاى مناسب از عصر ظهور سخن گفته و شیعیان را با نشانه‏ ها، علائم و ویژگی‌هاى دولت کریمه حضرت قائم علیه‏السلام آشنا ساخته‏اند.

این آگاهی‌ها و اطلاع‏رسانى آن ستارگان هدایت موجب شده است که اهل ایمان و منتظران حکومت عدل حضرت مهدى علیه‏السلام بیش از پیش امیدوار و دلبسته آن عصر گشته، نسل‌هاى بعدى را نیز با این فرهنگ مأنوس کنند.

امام باقر علیه السلام می‌فرماید: بر مردم زمانى مى‏آید که امامشان از منظر آنان غایب مى‏شود. خوشا به حال آنان ‏که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل‌بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! کمترین پاداشى که به آنان مى‏رسد، این است که خداى متعال خطابشان مى‏کند و مى‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است.

منتظران مژده باد

امام باقر علیه‏السلام در گفتارى امیدآفرین و نشاط ‏بخش به منتظران حقیقى آن حضرت مژده مى‏دهد که «یَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبى لِلثّابِتِینَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِکَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما یَکُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِى‏ءُ عَزَّ وَ جَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَ صَدَّقْتُمْ بِغَیْبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى(۱) ؛ بر مردم زمانى مى‏آید که امامشان از منظر آنان غایب مى‏شود. خوشا به حال آنان ‏که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل‌بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! کمترین پاداشى که به آنان مى‏رسد، این است که خداى متعال خطابشان مى‏کند و مى‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است.»

امام باقر علیه السلام فرمود: مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم مى‏دارم.

آن ‏گاه امام باقر علیه‏السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج‏گذارى به چنین منتظران راستینى به آنان مى‏فرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقى من هستید. رفتار نیک و شایسته‏تان را مى‏پذیرم و از کردار ناپسندتان عفو مى‏کنم و به خاطر شما سایر گنهکاران را مى‏آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع مى‏کنم. اى عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناک خود را به مردم نافرمان نازل مى‏کردم.»(۲)

یاران وفادار

پیشواى پنجم علیه‏السلام در توصیف یاران حضرت مهدى علیه‏السلام که در زمان غیبت، خود را براى شرکت در قیام جهانى آن حضرت آماده مى‏کنند، به ابو خالد کابلى فرمود: «من به گروهى مى‏نگرم که در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا مى‏خیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حکومت الهى تلاش مى‏کنند. بارها از متولیان حکومت اجراء حق را خواستار مى‏شوند، امّا با بى‏اعتنایى مسئولین مواجه مى‏شوند. وقتى که وضع را چنین ببینند، شمشیرهاى خود را به دوش مى‏نهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواسته‏شان اصرار مى‏ورزند تا این که سردمداران حکومت نمى‏پذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مى‏گردند و کسى نمى‏تواند جلوگیرشان شود. این حق‏جویان وقتى که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیه‏السلام به کس دیگرى نمى‏سپارند. کشته‏هاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مى‏شوند.»

در اینجا امام باقر علیه‏السلام به ابو خالد کابلى جمله‏اى زیبا فرمود که مى‏تواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.

آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَکْتُ ذلِکَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ(۳) ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم مى‏دارم.»

امام در مورد یاران امام زمان علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! ۳۱۳ نفر یاران مهدى علیه‏السلام مى‏آیند که پنجاه نفر از آنان زن مى‏باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلى در شهر مکه گرد هم جمع مى‏شوند.

امام پنجم علیه‏السلام در مورد استقامت و استوارى یاران حضرت مهدى علیه‏السلام به آیه‏اى از قرآن استناد کرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْکُمَ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْدا مَفْعُولاً»(۴) ؛ «هنگامى که نخستین وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پیکارجوىِ خود را بر ضد شما برمى‏انگیزیم [تا شما را سخت درهم کوبند و براى به دست آوردن مجرمان] خانه‏ها را جستجو مى‏کنند و این وعده‏اى است قطعى.» فرمود: «این بندگان پیکارجو و مقاوم که به طرفدارى از حق به پا مى‏خیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»(۵)

ایرانیان زمینه ساز ظهور در کلام امام باقر

امام باقر، در وصف ایرانیان زمینه ساز ظهور، بشارتی اعجاب برانگیز، می‌فرمایند و ایرانیان و قوم سلمان فارسی را به فتحی عظیم و پیروزی بزرگ و درک محضر و حضور حکومت جهانی امام عصر، بشارت میدهند. مرحوم نعمانی در کتاب الغیبۀ، از قول امام باقر، چنین نقل می کند:

کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوا فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَأَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ. [۶]

(امام باقر خطاب به ابوخالد کابلی): من به قومی، مى‏‌نگرم که از طرف مشرق زمین به پا مى‏‌خیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حکومت الهى تلاش مى‌‏کنند. بارها از متولیان، اجراء حق را خواستار مى‏‌شوند، امّا با بى‏‌اعتنایى مواجه مى‏‌شوند. وقتى که وضع را چنین ببینند، اسلحه های خود را به دوش مى‌‏نهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواسته‏‌شان اصرار مى‌‏ورزند تا این که سردمداران حکومت نمى‌‏پذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مى‏‌گردند و کسى نمى‏‌تواند جلوگیرشان شود. این حق‏جویان وقتى که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیه‌السلام به کس دیگرى نمى‏‌سپارند. کشته‌‏هاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مى‏‌شوند.

در اینجا امام باقر علیه‌‏السلام به ابو خالد کابلى، جمله‌‏اى زیبا فرمود که مى‏‌تواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد. آن حضرت فرمود: اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَکْتُ ذلِکَ لاََسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاَْمْرِ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیه‎‏السلام تقدیم مى‌‏دارم. این بخش از روایت، نشان میدهد بین حکومت ایرانیان زمینه ساز ظهور و قیام امام عصر، به اندازه عمر یک انسان معمولی، فاصله می باشد که امام باقر، چنین می‌فرمایند.

علت نامگذاری امام عصر به قائم در کلام امام باقر

امام محمد باقر، در پاسخ به پرسش ابوحمزه ثمالى از علت نامگذارى آن حضرت به قائم- چنین فرمود : چون جدّم حسین علیه‌السلام کشته شد فرشتگان با گریه و فغان به درگاه خداوند عزّ و جلّ فریاد برآوردند که: اى خداى و سرور ما! آیا از کسانى که برگزیده تو و فرزند برگزیده تو و بهترین آفریده تو را مى‌کشند چشم مى پوشى؟ خداوند عزّ و جلّ به آنان وحى فرمود که: فرشتگان من! آرام گیرید؛ به عزّت و جلالم سوگند از آنان انتقام خواهم گرفت گر چه به طول انجامد. آن گاه خداوند عزّ و جلّ امامانِ نسل حسین علیه السلام را به فرشتگان نشان داد و فرشتگان بدان شادمان گشتند. در میان آنان یکى ایستاده بود و نماز مى خواند. خداوند فرمود: با این قائم (ایستاده) از آنان انتقام مى کشد!

الإمامُ الباقرُ علیه السلام و قد سَألهُ الثُّمالیُّ عن عِلّهِ تَسْمِیهِ القائم قائماً لَمّا قُتِلَ جَدّی الحسینُ صلَّى اللّه ُ علَیهِ ضَجّتِ المَلائکهُ إلَى اللّه ِعزّوجلّ بالبُکاءِ و النَّحیبِ، و قالُوا: إلهَنا و سیّدنَا، أ تَغْفُلُ عَمَّن قَتلَ صَفْوتَکَ و ابنَ صَفْوتِکَ، و خِیَرتَکَ مِن خَلْقِکَ ؟! فأوحَى اللّه ُ عزّ و جلّ إلَیهِم: قَرّوا مَلائکتی، فَوَ عِزّتی و جلالی لَأنتقِمَنَّ مِنهُم و لو بعدَ حینٍ. ثُمّ کَشفَ اللّه ُ عزّ و جلّ عَنِ الأئمّهِ مِن وُلدِ الحسینِ علیه السلام للملائکهِ، فسُرَّتِ الملائکهُ بذلکَ، فإذا أحدُهُم قائمٌ یُصلّی، فقالَ اللّه ُ عزّ و جلّ: بذلکَ القائمِ أنتَقِمُ مِنهُم. [۷]

بانوان در حکومت جهانی امام عصر

بدون تردید بانوانِ شایسته و متعهد در دولت آن حضرت جایگاه ارزشمندى دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعیت ویژه‌‏شان خواهد بود؛ یعنى همان رسالتى که یک زن مسلمان طبق آیین اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نیز به آن پایبند خواهد بود. آنچه از روایات بر مى‌‏آید، آن است که عده‏‌اى از کارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن یزید جعفى از یاران نزدیک امام محمد باقر علیه‏‌السلام به نقل از آن حضرت فرمود: وَ یَجِى‏ءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَهٍ وَ بِضْعَهَ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَهً یَجْتَمِعُونَ بِمَکَّهَ عَلى غَیْرِ میعادٍ. [۸]

به خدا سوگند! ۳۱۳ نفر یاران مهدى علیه‏‌السلام مى‌‏آیند که پنجاه نفر از آنان زن مى‌‏باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلى در شهر مکه گرد هم جمع مى‏‌شوند.»

مدت حکومت امام زمان در بیان امام پنجم

امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «قائم ۳۰۹ سال حکومت می‌کند، همان مقدار که اصحاب کهف در غارشان ماندند، زمین را پر از عدل و قسط می‌کند، چنان‌که از ستم پر شده باشد؛ پس خداوند برای‌ او، شرق و غرب زمین را می‌گشاید و به شیوه سلیمان بن داوود سلوک نماید، آفتاب و ماه را صدا می‌کند، پاسخ او را می‌دهند و زمین برای او در نوردیده شود و به او وحی می‌رسد؛ پس به امر الهی به وحی عمل می‌کند.» [۹]

رجعت در عصر ظهور در بیان امام باقر

اندیشه «رجعت» از ویژگی های مکتب اهل بیت علیهم السلام است و پیروان آن مکتب با الهام از قرآن و سنّت بر این باورند که گروه‌هایی از پیشینیان در هنگام ظهور قائم آل محمد به این دنیا بازخواهند گشت. سپس دوباره قبض روح شده و در روز قیامت محشور خواهند شد.

این اعتقاد مسلّم شیعی برگرفته از آیات قرآن است. در آیات متعدّدی به رجعت گروه‌هایی از مردم در گذشته اشاره شده است. زنده شدن گروهی از بنی اسرائیل (سوره بقره، آیه ۵)، زنده شدن کشته شده بنی اسرائیل در داستان بقره (سوره بقره، آیه ۷۲)، زنده شدن عُزَیْر بعد از صد سال (سوره بقره، آیه ۲۵۹)، و داستان اصحاب کهف (سوره کهف، آیه ۱۲) نمونه‌هایی از «رجعت» در اقوام پیشین هستند که آیات الهی به آن پرداخته است. اگر اعتقاد به رجعت، امری محال و غیر قابل قبول بود، پس این همه تأکیدات قرآن را چگونه می توان تفسیر کرد؟ امام باقر علیه السلام بر این باورِ وحیانیِ شیعه در مناسبت های مختلف، تأکید نمودند.

از این رو سید مرتضی از علمای شیعه با دریافت معارف و احادیث امام باقر، چنین نقل می‌کنند: خداوند متعال در آستانه ظهور حضرت مهدی علیه السلام گروهی از شیعیان را زنده می کند تا به ثواب نصرت و یاری آن حضرت نائل آمده و برقراری دولت حَقّه مهدوی را نظاره کنند و طعم شیرین حکومت آن گرامی را بچشند و گروهی دیگر از دشمنان اهل بیت علیهم السلام را محشور می گرداند تا از آنان قبل از قیامت انتقام گرفته و آنان نیز در این دنیا ذلّت و خواری کفر و نفاق را احساس نمایند. و نیز شیخ مفید، از بزرگ ترین اندیشه پردازان مکتب اهل بیت علیهم السلام، چنین می گوید: در هنگام قیام قائم علیه السلام کسانی که مؤمنِ خالص و یا کافرِ خالص باشند، به این جهان باز می گردند و غیر این دو گروه، رجعتی نخواهند داشت. [۱۰]

نویدهاى امام محمد باقر علیه السلام در مورد ظهور حضرت مهدى (عج)

۱- ابوحمزه ثمالى آورده است که: در یکى از روزها در محضر درس امام محمدباقر علیه السلام بودم، هنگامى که حاضران ‏رفتند، امام باقر علیه السلام فرمود:

اباحمزه! از رخدادهایى که خداوند آن را قطعى ساخته است قیام قائم ماست. هر کس در آنچه مى‏گویم ‏تردید کند با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آنگاه افزود: پدر و مادرم فداى وجود گرانمایه او باد که همنام و هم‏کنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فداى کسى باد که زمین را لبریز از عدل و داد مى‏کند همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است .

یا اباحمزه! هر کس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه که به پیامبر صلی الله علیه و آله و على علیه‌السلام سلام و درود مى‏گوید بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت‏ بر او واجب مى‏گردد و هر کس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جاى خواهد داد و چه بدجایى است جایگاه ستمکاران! (۱۱)

۲- بانوى دانش پژوهى که به (ام‏هانى) شهرت داشت آورده است که بامدادى بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیه‏اى از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است .

فرمود: کدام آیه ام‏هانى؟ بپرس!

گفتم: این آیه شریفه که مى‏فرماید: فلا اقسم بالخنس. الجوار الکنس. (۱۲)

فرمود: به! به! چه مسئله خوبى پرسیدى، این مولود گرانمایه‏اى است در آخرالزمان. او (مهدى) این عترت پاک ‏است. مهدى خاندان وحى و رسالت، براى او غیبت و حیرتى است که گروهى در آن گمراه مى‏گردند و گروه‌هایى راه حق و هدایت را مى‏یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنى … و خوشا به حال آنان ‏که او را درک خواهند نمود. (۱۳)

جهان در آستانه ظهور

در آستانه ظهور حضرت مهدى علیه‏السلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود مى‏رسد و ظلم و ناعدالتى، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر کس و حکومتى ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و نداى عدالتى مى‏گردند که آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستکبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنه‏انگیز و فرصت طلب به تنگ مى‏آیند که شب و روز آرزوى قیام منادى عدالت را در سر مى‏پرورانند. حضرت امام باقر علیه‏السلام فضاى تاریک جهان قبل از ظهور را این‏گونه بیان مى‏کند:

«لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلى خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ وَ فِتْنَهٍ وَ بَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَ طاعُونٍ قَبْلَ ذلِکَ وَ سَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَ تشْتیتٍ فى دینِهِمْ وَ تَغْییرٍ فى حالِهِمْ حَتّى یَتَمَنَّى الْمُتَمَنّى الْمَوْتَ صَباحا وَ مَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَرى مِنْ کَلْبِ النّاسِ وَ اَکْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا(۱۴)؛ حضرت قائم علیه‏السلام قیام نمى‏کند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزله‏ها و فتنه و بلایى که بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مى‏شوند.

آن‏گاه شمشیر برنده میان اعراب حاکم مى‏شود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونى احوالشان به اوج مى‏رسد؛ به‏ گونه‏اى که هر کس بر اثر مشاهده درنده‏خویى و گزندگى‏اى که در میان برخى از مردم نسبت به بعضى دیگر به وجود مى‏آید، صبح و شام آرزوى مرگ مى‏کند.»

امام آن‏گاه افزود: «وقتى که یأس و ناامیدى تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بن‏بست احساس کردند، امام غائب علیه‏السلام قیام مى‏کند.»

مخالفین دولت مهدوى

سران جبهه باطل معمولاً افرادى خودخواه، متکبر، صاحب صفات ناپسند انسانى هستند که در مقابل حق خودنمایى مى‏کنند. آنان چنان در منجلاب فساد و گناه غوطه‏ورند که انسان‌هاى حق‏طلب و جلوه‏هاى فضیلت را خطرناک‏ترین دشمنان خویش قلمداد مى‏کنند. به همین جهت، تمام تلاش‌هاى خود را براى نابودى آیین حق و رهبران الهى به کار مى‏گیرند. اما خداوند طبق سنت پایدار خود همواره حق را پیروز گردانیده و دشمنانش را مأیوس و مغلوب کرده است.

قرآن مى‏فرماید: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفِئُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلآَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْکَرِهَ الْکَـفِرُونَ»(۱۵)؛ «(مخالفین حق)مى‏خواهند نور خدا را با دهان‌هاى خود خاموش کنند، ولى خدا جز این نمى‏خواهد که نورش را کامل کند؛ هر چند کافران را خوش نیاید.»

در عصر ظهور، تلاش‌هاى زیادى صورت مى‏گیرد تا از استقرار حکومت قائم آل محمد صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله جلوگیرى شود، اما آن حضرت به لطف و مدد الهى، تمام موانع را از میان برمى‏دارد. سفیانى یکى از دشمنان سرسخت حضرت مهدى علیه‏السلام است.

امیرمؤمنان على علیه‏السلام در مورد جنایات وى به کوفیان فرمود: «بدا به حال کوفه! سفیانى چه جنایاتى در آنجا انجام مى‏دهد! به حریم شما تجاوز مى‏کند، کودکان را سر مى‏برد و ناموس شما را هتک مى‏کند.»(۱۶)

امام ‌باقر علیه‏السلام درباره ویژگی‌هاى این دشمن سرسخت حضرت مهدى علیه‏السلام فرمود: «اگر سفیانى را مشاهده کنى، در واقع پلیدترین مردم را دیده‏اى. وى داراى رنگى بور و سرخ و کبود است. هرگز سر به بندگى خدا فرو نیاورده و مکه و مدینه را ندیده است.»(۱۷)

امام باقر علیه‏السلام مى‏فرماید: «گویا من سفیانى (سرکرده دشمنان حضرت امام عصر علیه‏السلام) را مى‏بینم که در زمین‌هاى سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده، ندا مى‏دهد که هر کس سر یک تن از شیعیان على علیه‏السلام را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست. در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله مى‏کند و مى‏گوید: این شخص از شیعیان است. او را مى‏کشد و هزار درهم جایزه مى‏گیرد.»(۱۸)

شیصبانى نیز یکى دیگر از سران جبهه باطل در عصر ظهور است. او از دشمنان کینه‏توز اهل‌بیت علیهم‏السلام و حضرت مهدى علیه‏السلام مى‏باشد. ریشه‏اش به بنى‏عباس مى‏رسد و شخصى بدکردار، شیطان صفت و گمنام است. امام باقر علیه‏السلام به جابر جعفى فرمود: «سفیانى خروج نمى‏کند، مگر آن که قبل از او شیصبانى در سرزمین عراق خروج مى‏کند. او همانند جوشیدن آب از زمین، یکباره پیدا مى‏شود و فرستادگان شما را به قتل مى‏رساند. بعد از آن در انتظار خروج سفیانى و ظهور قائم علیه‏السلام باشید.»(۱۹)

دجّال نیز فتنه‏گرى کذّاب و فریبنده است که موجى از آشوب و فتنه به پا مى‏کند و بسیارى را با دسیسه‏هاى شیطانى‏اش مى‏فریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلى‏اش صیف بن عائد است. او ادعاى خدایى مى‏کند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبى دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد مى‏آیند.

اما طبق مشیت الهى و سنت تغییرناپذیرش همچنان که در طول تاریخ همواره به اثبات رسیده است، اهل باطل همچون کف روى آب نابود شدنى هستند و حضرت مهدى علیه‏السلام نیز با غلبه بر سران کفر و فتنه و نفاق طومار زندگانى دشمنان فضیلت و کمال را درهم مى‏پیچد و بساط عدل و داد و انسانیت را در روى زمین مى‏گسترد.


۱٫کمال الدین، ج ۱، ص ۳۳۰٫
۲٫همان.
۳٫غیبت نعمانى، ص ۲۷۳٫
۴٫اسراء / ۵٫
۵٫تفسیر عیاشى، ج ۲، ص ۲۸۱٫
۶٫نعمانی، الغیبۀ، ص ۲۷۳
۷٫ مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۲۸
۸٫مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۲۲
۹٫ مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲ ، ص۲۹۰
۱۰٫مع الشیعه الامامیه، ص ۱۳۸-۱۳۹
۱۱- بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۲۴۱ .
۱۲- سوره تکویر، آیه ۱۶ و ۱۷ .
۱۳- اکمال الدین، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۳۳۰ / بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۷ .
۱۴٫همان، ص ۲۳۰٫
۱۵٫توبه / ۳۲٫
۱۶٫یوم الخلاص، ص ۹۳٫
۱۷٫بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۴٫
۱۸٫بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵٫
۱۹٫غیبت نعمانى، ص ۳۰۲




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


Foot Issues
دوشنبه 1396/05/16 14:24
What's up, everything is going perfectly here and ofcourse every one is sharing data, that's actually good, keep up writing.
Foot Complaints
یکشنبه 1396/05/15 13:05
Hello to all, because I am actually eager of reading this webpage's post to be updated
daily. It contains pleasant data.
http://JohnettaGranzin.bravesites.com
سه شنبه 1396/04/6 10:51
Its such as you read my mind! You seem to understand so much
approximately this, such as you wrote the guide in it or something.
I feel that you can do with some p.c. to force the message house a
little bit, but instead of that, this is great blog.
An excellent read. I'll certainly be back.
BHW
چهارشنبه 1396/01/23 17:37
I couldn't refrain from commenting. Well written!
manicure
دوشنبه 1396/01/21 19:31
After looking over a number of the blog articles on your web site,
I seriously like your technique of blogging. I book marked
it to my bookmark website list and will be checking back in the near future.

Please check out my website as well and tell me how you feel.
manicure
شنبه 1396/01/19 23:02
It's amazing to pay a visit this web page and reading the views of all colleagues on the
topic of this piece of writing, while I am also zealous of getting knowledge.
manicure
سه شنبه 1396/01/15 16:48
Keep this going please, great job!
BHW
جمعه 1396/01/11 04:50
I absolutely love your blog and find many of your post's to be exactly what I'm looking for.
Does one offer guest writers to write content for yourself?
I wouldn't mind producing a post or elaborating
on many of the subjects you write regarding here.
Again, awesome web site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر